السيد الطباطبائي
139
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
خداى متعال مىفرمايد : « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ » سوره بقره آيه 212 ( خلاصه ترجمه : مردم يك امت بودند - در حال سادگى بدون اختلافات زندگى مىكردند پس از آن اختلافات پيدا شد - پس خدا پيغمبران را درحالىكه نويددهنده و ترساننده بودند برانگيخت و با ايشان به حق كتاب - شريعت - نازل كرد تا در اختلافات مردم حكم كند ) . و باز مىفرمايد : « إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ - تا آنجا كه مىفرمايد - رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » سوره نساء آيه 165 ( ترجمه : ما بسوى تو وحى فرستاديم چنان كه وحى فرستاديم بسوى نوح و پيغمبران پس از نوح - تا آنجا كه مىفرمايد - پيغمبران و فرستادهشدگانى كه نويددهنده و ترساننده بودند براى اينكه مردم بر خدا حجت نداشته باشند - بلكه حجت خدا بر مردم تمام شود - ) . چنان كه پيدا است آيه اولى طريق وحى و نبوت را تنها راه رفع اختلافات مردم تشخيص مىدهد و آيه دوم